السيد محمد محسن الطهراني
99
طهارت انسان (فارسى)
رواياتى كه در آنها نهى از تماس و ارتباط با اهل كتاب شده است دلالت بر نجاست ذاتى آنها ندارد در اين روايات چنانچه ملاحظه مىشود هيچ شاهدى بر نجاست ذاتى اهل كتاب مشاهده نمىشود ؛ زيرا راوى سؤال خود را متمركز بر جواز مؤاكله و همغذا شدن با اهل كتاب قرار داده است ، نه بر نجاست ذاتى آنان ؛ و نهى امام عليه السّلام چنانچه ممكن است بر اصل نجاست اهل كتاب مترتّب باشد ، همچنين ممكن است بر عدم طهارت عارضى كه از عدم اجتناب از خمر و لحم خنزير ناشى مىشود مترتّب گردد ، چنانچه در روايات دسته اوّل ذكر گرديد . فبناءً عليهذا هيچ ظهورى در ناحيهء حرمتِ ناشى از نجاست ذاتى منعقد نمىگردد . و لولا روايات صريحهء بر طهارت ذاتى اهل كتاب ، موقع ، موقعِ جريان اصل و حكم به طهارت است . همچنين در هيچيك از اين روايات امام عليه السّلام نهى خود را متأثّر از نجاست ذاتى اهل كتاب قرار نداده ، و صرفاً امر به اجتناب فرموده است ؛ و اين مسأله ، إيهام بر نجاست عَرَضى آنها را دارد . و كذلك با وجود روايات صريحه بر طهارت مقتضاى قاعدهء جمع ، حكم به طهارت ذاتى آنها و كراهت مؤاكله با آنان بواسطه عدم اجتناب از نجاسات بطور متعارف مىباشد . و شاهد بر ما نحنُ فيه روايتى است كه ذيلًا مذكور مىشود . وَ عَنهُ ، عَنِ الحَسَنِ بنِ عَلىٍّ الكوفىِّ ، عَن عَبّاسِ بنِ عامِرَ ، عَن عَلىِّ بنِ مَعمَرٍ ، عَن خالِدَ القَلانِسىِّ قَالَ : قُلْتُ لِأَبِىعَبدِاللَهِ عَلَيْهِ السَّلَامُ : أَلْقَى الذِّمِّىَّ فَيُصافِحُنِى . قَالَ : إمْسَحهَا بِالتُّرَابِ وَ بِالْحَائِطِ ! قُلْتُ :